چطور یک لقمه یا بیدقتی در طهارت، صفا و نورانیت دل را از بین میبرد؟ حکایتی از آیتالله آقاجمال گلپایگانی و توصیه عجیب سید احمد کربلایی درباره قصابهای نجف.
عارفی سالک؛ درس بزرگ آیتالله آقاجمال گلپایگانی درباره لقمه و نورانیت دل
آیتالله آقاجمال گلپایگانی (ره) از استوانههای فقه و عرفان در نجف اشرف بودند که علاوه بر مرجعیت، به عنوان عارفی سالک و اهل مشاهدات معنوی شناخته میشدند. ایشان که در جوانی از محضر اعاظمی همچون آخوند کاشی و جهانگیرخان قشقایی در اصفهان بهره برده بودند، برای تکمیل سیر و سلوک خود به جوار امیرالمؤمنین (ع) هجرت کردند.
وقتی صفا و نورانیت دل سلب میشود
نقل شده است که ایشان در ابتدای ورود به نجف، احساس کردند آن حالات خوش و صفای باطنی که در اصفهان داشتند، از دست رفته است. ایشان میفرمایند: «چند بار به حرم مشرف شدم و عرض حاجت کردم، اما فرجی حاصل نشد؛ تا جایی که تصمیم گرفتم وسایلم را جمع کنم و به ایران برگردم.»
مکاشفه و توصیه سید احمد کربلایی
در اوج ناامیدی، ایشان با عارف بزرگ، سید احمد کربلایی (ره) مواجه میشوند. مرحوم کربلایی بدون آنکه سخنی شنیده باشد، از علت کدورت قلب ایشان پرده برمیدارد و میفرماید:
«قصابهای اصفهان وقتی گوسفند را ذبح میکنند، گردن آن را که خونی شده میشویند؛ ولی قصابهای نجف این کار را نمیکنند و شما همانطور از گوشت خونی استفاده میکنید و خوب تطهیر نمیکنید. از این رو حالاتت خراب میشود و آن صفا و نورانیت را از دست میدهی.»
هشدار برای دلهای ما
این حکایت یک درس بزرگ اخلاقی دارد: وقتی در دلهای پاک و نورانیِ بزرگان، یک بیدقتی کوچک در طهارت ظاهری و لقمهای که حتی حرام هم نیست (اما اثر وضعی دارد) چنین تأثیر منفی و کدورتی ایجاد میکند، کسانی که دانسته و از روی علم، حقالناس و لقمههای شبههناک میخورند، چه بر سرِ صفا و ایمان خود میآورند؟!
برشی از کتاب «قبله آخرین»، صفحه ۱۱۵
عهدین - عهد تا عهد ظهور امام زمان (عج)