راه‌های جلب نصرت خدا؛ سبقت، یقین، گمنامی و کار جمعی

نصرت خدا را می‌توان به هواپیمایی تشبیه کرد که بالای سر یک جامعه در حال چرخیدن است. سوخت دارد، خلبانش آماده است و مقصد را می‌شناسد؛ اما تا وقتی باند فرود آماده نباشد، نمی‌نشیند. اگر یاری خدا دیر می‌رسد، باید به زمین نگاه کرد نه به آسمان. شناخت راه‌های جلب نصرت خدا یعنی شناختن اجزای همین باند فرود. در این مقاله چهار عامل اساسی را بررسی می‌کنیم: سبقت در یاری دین، یقین و شکستن خجالت، گمنامی و اخلاص، و کار جمعی؛ و در پایان می‌بینیم که اربعین چگونه همه این عوامل را یک‌جا به نمایش می‌گذارد.

تماشای ویدئو: ویدئوی کامل جلسه ۳۳ سنت‌های الهی درباره عوامل نصرت الهی را اینجا ببینید.

عامل نخست: سبقت در یاری دین

قرآن کریم برترین مؤمنان را با یک ویژگی معرفی می‌کند: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه: ۱۰-۱۱). پیشگامان، مقربان درگاه خدایند. همچنین در قرآن آمده است که کسانی که پیش از فتح انفاق کردند و جنگیدند، با کسانی که پس از آن چنین کردند برابر نیستند (حدید: ۱۰).

ایمان در روزهای غربت

وقتی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله خویشاوندانش را به اسلام دعوت کرد و از آنان یاری خواست، جز نوجوانی به نام علی بن ابی‌طالب کسی برنخاست. حاضران حتی به این صحنه خندیدند. ارزش آن قیام در همین بود؛ یاری حق در لحظه‌ای که هیچ نشانه‌ای از پیروزی وجود نداشت. ایمانی که در روزهای غربت شکل می‌گیرد، با ایمانی که پس از فتح و قدرت پیدا می‌شود، هم‌وزن نیست.

شرط‌بندی روی اسب برنده

گروهی منتظر می‌مانند تا ببینند کدام طرف پیروز می‌شود و آن‌گاه به آن ملحق می‌شوند. چنین رفتاری شبیه شرط‌بندی روی اسب برنده است، نه یاری دین. قرآن چهره این افراد را به‌خوبی ترسیم کرده است: اگر پیروزی نصیب مؤمنان شود، می‌گویند مگر ما با شما نبودیم و اگر بهره‌ای به کافران برسد، به آنان می‌گویند مگر ما شما را حمایت نکردیم (نساء: ۱۴۱). این دوگانگی، ویژگی نفاق است.

فتنه‌ها؛ صافی صف‌ها

فتنه‌ها از سنت‌های ثابت الهی‌اند: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» (عنکبوت: ۲). هر فتنه مانند کوره‌ای است که طلا را از ناخالصی جدا می‌کند. در هر بحران، عده‌ای ریزش می‌کنند و عده‌ای تازه به صف حق می‌پیوندند. جبهه حق از این پالایش قوی‌تر بیرون می‌آید. برای همین، جامعه ایمانی باید مواضع افراد را در فتنه‌ها به خاطر بسپارد و در سپردن مسئولیت‌ها، این سابقه را ملاک قرار دهد.

عامل دوم: یقین و شکستن خجالت

سبقت بدون یقین ممکن نیست. کسی که در درستی راهش تردید دارد، همیشه منتظر تأیید دیگران می‌ماند. قرآن کتاب خود را با این ویژگی معرفی می‌کند: «ذٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» (بقره: ۲). مؤمن به پشتوانه این کتاب، با اطمینان قدم برمی‌دارد.

یکی از موانع رایج یقین، خجالت است. بسیاری از ما در جمعی که با ما هم‌عقیده نیستند، از ابراز باورهایمان شرم داریم. ایستادن در اقلیت جگر می‌خواهد و این جگرداری با تمرین به دست می‌آید. فرستادن صلوات بلند در جمع، تمرینی ساده اما مؤثر برای شکستن این خجالت است. کسی که در کارهای کوچک بر خجالت غلبه کند، در لحظات بزرگ هم توان ایستادگی خواهد داشت.

در دعای عهد، هر صبح از خدا می‌خواهیم که ما را از یاران امام زمان علیه‌السلام قرار دهد و در این میان، از «الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ»؛ کسانی که در برآوردن خواسته‌های امام شتاب می‌کنند. شتاب در این دعا، همان سبقتی است که از یقین سرچشمه می‌گیرد.

عامل سوم: گمنامی و اخلاص

کاری که برای خدا انجام شود، به دیده شدن نیاز ندارد. هرچه نام و نشان انسان در کاری کم‌رنگ‌تر باشد، نیت خالص‌تر و برکت بیشتر است. «من» گفتن آفت بزرگ کار دینی است؛ حتی گفتن «ما» هم اگر رنگ خودنمایی داشته باشد، اثر کار را می‌کاهد.

اعتماد مردم با گمنامی ساخته می‌شود

برنامه‌ای مذهبی را تصور کنید که بنر آن پر از نشان نهادها و سازمان‌های حامی است. مردم چنین برنامه‌ای را بیش از آنکه مردمی بدانند، اداری و سفارشی می‌بینند و از آن فاصله می‌گیرند. در مقابل، کار بی‌نام‌ونشان اعتماد می‌سازد. گمنامی یک فایده اجتماعی شیرین هم دارد: وقتی نیکوکاری ناشناس است، همه به یکدیگر گمان نیک می‌برند و فضای حسن‌ظن در جامعه گسترش می‌یابد.

گمنامی و شکر نعمت

شاید کسی بپرسد آیا گمنامی با فرمان «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» (ضحی: ۱۱) ناسازگار نیست؟ پاسخ این است که بازگو کردن نعمت خدا با خودنمایی فرق دارد. اگر موفقیتی را به خدا نسبت دهیم، شکر کرده‌ایم و اگر به خودمان، دچار منیت شده‌ایم. حضرت سلیمان علیه‌السلام با آن همه قدرت، وقتی سخن مورچه را شنید، گفت: «رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ» (نمل: ۱۹).

نمونه معاصر این سنت را در صنایع دفاعی می‌توان دید؛ دستاوردهایی که بسیاری از پدیدآورندگانش هرگز نامی از خود نبردند، اما ثمره کارشان امنیت یک ملت شد.

عامل چهارم: کار جمعی

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «وَالْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ، فَإِنَّ یَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ» (خطبه ۱۲۷). دست خدا با جماعت است. با این حال، ما در بسیاری از عرصه‌ها در کار انفرادی موفق‌تریم تا کار گروهی. در ورزش‌های انفرادی قهرمان پرورش می‌دهیم، اما در کار تیمی و سازمانی دچار ضعف هستیم.

ریشه در تربیت

این ضعف ریشه در تربیت دارد. بسیاری از بازی‌های کودکی ما بر حذف دیگری بنا شده‌اند؛ بازی‌هایی که در آن یک نفر می‌برد و بقیه بیرون می‌روند. برخی کشورها از دوران مدرسه، مسئولیت‌های جمعی مانند نظافت کلاس و پذیرایی را به خود دانش‌آموزان می‌سپارند تا همکاری در وجودشان نهادینه شود. اگر می‌خواهیم نسلی اهل کار جمعی داشته باشیم، باید از بازی‌ها، قصه‌ها و فعالیت‌های کودکان شروع کنیم.

آفت چندپارگی

نمونه دیگر را در هیئت‌ها می‌بینیم: جمع‌هایی که بر سر جزئیات و سلیقه‌ها از هم جدا می‌شوند و هر کدام به گروهی کوچک‌تر تبدیل می‌شوند. شرط کار جمعی، گذشتن از منیت و پذیرفتن این است که همیشه لازم نیست حرف من کرسی بنشیند. قرآن کمترین واحد قیام را این‌گونه تعریف می‌کند: «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» (سبأ: ۴۶)؛ یعنی کار جمعی با دو نفر هم آغاز می‌شود و نباید منتظر جمعیت انبوه ماند.

اربعین؛ تمرین بزرگ شرایط یاری خداوند

اگر بخواهیم همه این عوامل را در یک صحنه ببینیم، پیاده‌روی اربعین بهترین نمونه است. میلیون‌ها انسان از رنگ‌ها، نژادها، زبان‌ها و حتی مذاهب گوناگون، حول محبت امام حسین علیه‌السلام گرد هم می‌آیند. کسی از دیگری نمی‌پرسد اهل کجاست یا چه مذهبی دارد. موکب‌داران گمنام، شبانه‌روز خدمت می‌کنند بی‌آنکه نامی از خود ببرند. زائران با شتاب و اشتیاق، موانع را پشت سر می‌گذارند. و همه این‌ها در قالب بزرگ‌ترین کار جمعی جهان رقم می‌خورد.

اربعین تصویری کوچک از جامعه مهدوی است؛ جامعه‌ای که در آن تفاوت‌های ظاهری کنار می‌رود و فطرت انسانی برجسته می‌شود. این همان زمینه‌های یاری الهی است که در مقیاسی کوچک تمرین می‌شود تا روزی در مقیاس جهانی محقق شود. برای آشنایی بیشتر با این تجربه، مجموعه مسیر پرنعمت درباره پیاده‌روی اربعین را ببینید.

جمع‌بندی: راه‌های جلب نصرت خدا

راه‌های جلب نصرت خدا زنجیره‌ای به هم پیوسته‌اند: یقین، انسان را به سبقت وا می‌دارد؛ سبقت با گمنامی خالص می‌ماند؛ و اخلاص، کار جمعی را ممکن می‌کند، چون منیت مهم‌ترین مانع همکاری است. جامعه‌ای که این چهار عامل را در خود تقویت کند، باند فرود نصرت خدا را آماده کرده است. برای مطالعه بیشتر، ویدئوی نصرت مؤمنان در جلسه ۲۶ و فهرست کامل مجموعه سنت‌های الهی را ببینید.

ویدئوی کامل این جلسه را ببینید: سنت‌های الهی جلسه ۳۳ – استاد رائفی‌پور

تصویر صوت