نصرت خدا مانند هواپیمایی است که بالای سر جامعه مؤمن می‌چرخد و تنها منتظر آماده شدن باند فرود است؛ اگر فرود نمی‌آید، نقص از زمین است نه از آسمان. شناخت عوامل نصرت الهی یعنی شناختن همین باند فرود. سه عامل در این میان نقشی کلیدی دارند: سبقت در یاری دین، گمنامی و اخلاص، و کار جمعی.

سبقت و یقین؛ نخستین عامل از عوامل نصرت الهی

قرآن مقربان را پیشگامان معرفی می‌کند: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه: ۱۰-۱۱). ارزش ایمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این بود که در روزهای غربت پیامبر و در جمعی که به دعوت او می‌خندیدند، برخاست و اعلام یاری کرد. کسی که صبر می‌کند تا نشانه‌های پیروزی آشکار شود و سپس به جبهه حق بپیوندد، در حقیقت روی اسب برنده شرط بسته است؛ این رفتار منافقانه است، نه یاری دین. فتنه‌ها برای همین پیش می‌آیند تا صف‌ها خالص شوند و هر کس خود را بشناسد. مؤمن با یقین قدم برمی‌دارد و خجالت و ترس از آبرو را با تمرین در کارهای کوچک، مانند فرستادن صلوات بلند، کنار می‌گذارد. در دعای عهد هم آرزو می‌کنیم از «الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ» باشیم.

گمنامی و اخلاص

گمنامی یکی دیگر از عوامل نصرت الهی است؛ هرچه کاری بی‌نام‌تر انجام شود، نیت خالص‌تر و نصرت نزدیک‌تر است. «من» گفتن برکت کار را می‌برد؛ حتی برنامه‌ای مذهبی که زیر آن انبوهی از نشان‌های اداری نقش بسته، اعتماد مردم را از دست می‌دهد. گمنامی فایده دیگری هم دارد: وقتی نیکوکار ناشناس است، همه به یکدیگر گمان نیک می‌برند. البته گمنامی با بیان نعمت خدا منافاتی ندارد؛ «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ» (ضحی: ۱۱) یعنی موفقیت را به خدا نسبت دهیم، نه به خود. موفقیت بی‌سروصدای متخصصان گمنام در صنایع دفاعی، شاهد روشنی بر این سنت است.

کار جمعی؛ جایی که دست خدا حاضر است

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «فَإِنَّ یَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ». ما در ورزش‌های انفرادی می‌درخشیم اما کار گروهی را کمتر آموخته‌ایم؛ از بازی‌های کودکی که بر حذف دیگری بنا شده تا هیئت‌هایی که بر سر جزئیات از هم جدا می‌شوند. شرط کار جمعی، گذشتن از منیت است. قرآن کمترین شکل قیام را این‌گونه معرفی می‌کند: «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» (سبأ: ۴۶)؛ یعنی شروع کار جمعی دست‌کم با دو نفر است.

اربعین؛ نمایش زنده شرایط یاری خداوند

پیاده‌روی اربعین نمونه‌ای زنده از شرایط یاری خداوند است: اجتماعی میلیونی که در آن کسی از رنگ، نژاد و مذهب نمی‌پرسد و همه حول محور انسانیت و محبت امام حسین علیه‌السلام گرد می‌آیند؛ تصویری کوچک از جامعه مهدوی. هر یک از عوامل نصرت الهی، از سبقت تا گمنامی و همدلی، در این اجتماع دیده می‌شود. برای آشنایی بیشتر، مجموعه مسیر پرنعمت درباره پیاده‌روی اربعین و نصرت مؤمنان در جلسه ۲۶ را ببینید. ویدئوی کامل جلسه ۳۳ سنت‌های الهی در همین صفحه است.

فهرست زمانی سخنرانی:

  • 00:00 - باند فرود نصرت الهی؛ «إن تنصروا الله ینصرکم»
  • 00:45 - سرعت و سبقت در یاری دین؛ «السابقون السابقون»
  • 01:55 - ایمان امیرالمؤمنین(ع) در روزهای غربت پیامبر
  • 02:39 - یاری دین شرط‌بندی روی اسب برنده نیست
  • 04:17 - پرسش از امام حسن عسکری(ع) و پاسخ فرزند خردسالشان
  • 07:33 - فتنه‌ها و خالص شدن صف‌ها
  • 12:35 - خاطره ورزشگاه و جگرداری در اقلیت
  • 14:40 - یقین و شکستن خجالت؛ صلوات بلند
  • 17:19 - گمنامی؛ از عوامل دریافت نصرت
  • 20:15 - خیّر گمنام و حسن‌ظن جمعی
  • 23:02 - «وأما بنعمة ربک فحدث»؛ بیان نعمت بدون منیت
  • 24:26 - کار جمعی و ضعف فرهنگ کار گروهی
  • 27:23 - تربیت کودک برای کار جمعی؛ بازی‌ها و قصه‌ها
  • 30:20 - «ید الله مع الجماعة» و چندپارگی هیئت‌ها
  • 31:40 - اربعین؛ بزرگ‌ترین اجتماع انسانی و جامعه مهدوی
  • 35:45 - «مثنی و فرادی» و گمنامی قهرمانان صنایع موشکی
وقتی هنوز نشانه‌ای از پیروزی نیست، یاری کردن حق هزینه دارد و فقط از کسی برمی‌آید که به وعده خدا یقین دارد. ایمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام در روزهایی که پیامبر تنها بود و مسخره می‌شد، با ایمان کسانی که پس از فتح مکه مسلمان شدند، هم‌وزن نیست. کسی که صبر می‌کند تا ببیند کدام طرف برنده است، در واقع روی پیروزی سرمایه‌گذاری کرده، نه روی حق. قرآن مقربان درگاه الهی را همان «سابقون» می‌داند.
گمنامی نیت را خالص نگه می‌دارد و جلوی منیت را می‌گیرد؛ هرجا «ما کردیم» و «من کردم» پررنگ شود، برکت کار کم می‌شود. علاوه بر این، کار بی‌نام اعتماد مردم را جلب می‌کند، در حالی که نمایش نام و نشان نهادها روی یک برنامه مردمی می‌تواند آن را از چشم مردم بیندازد. گمنامی یک فایده اجتماعی هم دارد: وقتی خیر ناشناس است، همه به یکدیگر گمان نیک می‌برند. موفقیت بسیاری از متخصصان بی‌نام‌ونشان نمونه روشنی از این سنت است.
خیر. این آیه دستور می‌دهد نعمت‌های خدا بازگو شود، اما بازگو کردن نعمت با خودنمایی تفاوت دارد. اگر موفقیتی را به خدا نسبت دهیم و بگوییم خدا لطف کرد، شکر نعمت است؛ اما اگر آن را به خودمان نسبت دهیم، منیت است. حضرت سلیمان وقتی سخن مورچه را شنید، بلافاصله گفت پروردگارا مرا توفیق ده که شکر نعمتت را به جا آورم. گاهی معرفی یک کار خیر به نام یک ملت یا جمع نیز رقابت مثبت ایجاد می‌کند و اشکالی ندارد.
به فرموده امیرالمؤمنین علیه‌السلام دست خدا با جماعت است و بسیاری از پیروزی‌های بزرگ، از دفاع مقدس تا اجتماعات مردمی، حاصل هماهنگی جمعی بوده است. پیش‌شرط کار جمعی، گذشتن از منیت و پذیرفتن نقش‌های کوچک‌تر است. تقویت این روحیه از کودکی آغاز می‌شود: بازی‌ها و قصه‌هایی که به جای حذف دیگران، همکاری را آموزش دهند. در بزرگسالی نیز می‌توان با ادغام هیئت‌ها و گروه‌های کوچک و پرهیز از جدایی بر سر جزئیات، این فرهنگ را تمرین کرد.
اربعین بزرگ‌ترین اجتماع انسانی جهان است که در آن مردم بدون توجه به رنگ، نژاد، زبان و حتی مذهب، حول محبت امام حسین علیه‌السلام گرد هم می‌آیند. این همان چیزی است که در تصویر جامعه مهدوی انتظارش را داریم: کنار رفتن تفاوت‌های ظاهری و برجسته شدن فطرت و انسانیت. اربعین تمرینی عملی برای کار جمعی، ایثار و گمنامی است؛ خدمت‌گزارانی که بی‌نام پذیرایی می‌کنند و زائرانی که موانع را پشت سر می‌گذارند، همان عوامل نصرت الهی را به نمایش می‌گذارند.
تصویر صوت